جمال رضايى

480

بيرجندنامه ( فارسى )

زنجيرزدن و سينه زدن مىپرداختند ولى ديگر برنامه‌هاى خاصّ عاشورا را اجرا نمىكردند مثلا « شير » ، « نخل » ، و « ذوالجناح » حركت نمىدادند ، شبيه‌گردانى نمىكردند و به « قتلگاه » نمىرفتند و آرايش دسته‌ها نيز كمتر بود و كتلها و علمهاى كمترى حمل مىكردند . مراسم روضه‌خوانى و عزادارى هر روز صبغهء خاصّى داشت و روضه‌ها و نوحه‌هايى كه در هر روز خوانده مىشد خاصّ آن روز بود و با روزهاى ديگر تفاوت داشت . اين مراسم كمابيش امروز هم مرسوم و معمول است . در اوقات سوگوارى و عزادارى اين دهه مردم و عزاداران « اطعام » مىشدند بخصوص در روز بيست و هشتم ماه صفر رسم « اطعام » بسيار معمول بود و كسانى كه براى اين منظور موقوفه‌اى در اختيار داشتند يا نذرى مىكردند و يا به قصد انجام دادن يك عمل خير به اين امر مبادرت مىورزيدند كم نبودند و مستمندان و بينوايان در اين ايام به نوايى مىرسيدند . * * * بجاست يادآورى شود كه در روزهاى پايانى دههء اوّل محرّم و دههء آخر ماه صفر در روستاهاى كوچك و بزرگ محدودهء جغرافيايى مورد پژوهش ما نيز برنامه‌هايى همانند خود شهر - ولى با تشريفاتى كمتر و اندكى متفاوت - اجرا مىشد . بدينسان كه در روزهاى عاشورا و بيست و هشتم صفر مردم از روستاهاى كوچك با علم و بيرق به سوى روستاهاى بزرگتر به راه مىافتادند ، هم در بين راه سينه مىزدند و نوحه مىخواندند و هم به هر روستا كه مىرسيدند عزادارى مىكردند و از آنجا به اتفاق مردم آن روستا به سوى روستاى بزرگ منطقه مىرفتند و در آنجا در مسجد يا حسينيّهء روستا جمع مىشدند و روضه‌خوانى و عزادارى مىكردند . در اين روستاها از عزاداران پذيرايى مىشد . معمولا در روستاها براى هزينه عزادارى و پذيرايى عزاداران موقوفاتى وجود داشت كه از درآمد آنها خرج اين مراسم تأمين مىشد . موقوفاتى كه براى اين منظور در روستاها وجود داشت متنوّع بود و به تبع آن غذايى كه به عزاداران داده مىشد نيز گوناگون بود . برخى از موقوفه‌داران تنها « نان » ميان مردم تقسيم مىكردند و برخى « قلور qolur » ( آش بلغور گندم ) مىپختند و « بخش » مىكردند . بيشترين غذايى كه در اين روزها در دهات و كلاته‌ها پخته و توزيع مىشد « آبگوشت » بود و ندرتا در روستاهاى بزرگ موقوفاتى هم بود كه از درآمد آنها « پلوخورشت » مىپختند و به مردم مىدادند . نكته جالب در برنامه‌هاى روستايى اين بود و هست كه روستاييان به هر ده كه مىرسيدند غذايى مىخوردند و زياد اتفاق مىافتاد كه برخى از آنها در روز عاشورا يا بيست و هشتم صفر به چندين روستا مىرفتند و در همه غذا مىخوردند و به قول معروف شكمى از عزا درمىآوردند .